جستجو در محصولات

گالری پروژه های افتر افکت
گالری پروژه های PSD
جستجو در محصولات


هماي صفا به بهانه‏ي درگذشت استاد جلال الدين همايي
-(9 Body) 
هماي صفا به بهانه‏ي درگذشت استاد جلال الدين همايي
Visitor 535
Category: دنياي فن آوري

ولادت استاد همايي

استاد سيدجمال الدين همايي در 13 دي ماه 1278 ش در اصفهان و در كانون گرم خانواده‏اي دانش پرور و اهل فضل و ادب چشم به جهان گشود . پدر وي «طرب شيرازي‏» و پدر بزرگش «هماي شيرازي‏» هر دو از شاعران به نام و گران سنگ دوره‏ي خود به‏شمار مي‏آيند . استاد همايي درباره‏ي تولد خويش مي‏نويسد: «ولايت من حوالي سحرگاه شب چهارشنبه غره‏ي رمضان 1317 ق مطابق 13 دي ماه (جدي) 1278 ش ... در محله‏ي پاقلعه (از محلات جنوب شرقي اصفهان) در خانه‏ي موروثي پدر (اتفاق) افتاده است ... نام اصلي كه پدر بر بنده نهاده و در پشت كلام الله مجيد ثبت كرده جلال‏الدين است و نام خانوادگي همايي .

آغاز تحصيل

استاد همايي درس خواندن را از چهار - پنج‏سالگي نزد پدر ومادر فرهيخته‏ي خويش آغاز كرد . قرائت قرآن، ادعيه‏ي وارد شده، گلستان و غزليات حافظ را از مادر آموخت . آن گاه او را به مكتب سپردند، تا اصول دين و اخلاق و آداب اسلامي را فراگيرد . وي در اين‏باره مي‏گويد: «در نزديكي منزل ما زني بود صالح و خداپرست‏به نام «نبات بيگم‏» مشهور به «ملاباجي‏» . وي ... با محبت و مهرباني، اصول و فروع دين و آداب وضو و نماز و روزه و ... را به من آموخت . البته اين دروس را درخانه نيز پيش پدر و مادرم فراگرفته بودم و او همان ياد گرفته‏ها را تكميل مي‏كرد . من درمدت قليلي در مكتب ملاباجي عم جزء سي‏ام قرآن راتمام كردم و به خاطر دارم كه پس از اتمام آن مادرم شخصا به مكتب آمد و يك كله قند شهري بايك دست لباس زنانه با بشقابي نقل بادام به ملاباجي هديه كرد . (1)
استاد همايي شش - هفت‏ساله بود كه به همراه برادر بزرگش به مكتب ميرزاعبدالغفار پاقلعه‏اي رفت . وقتي در همان روز اول به اشاره‏ي استاد با صداي رسا و صحيح اولين شعر ديوان حافظ را خواند، مورد تشويق استاد قرار گرفت . وي به پدر استاد همايي نوشت: «قدر اين كودك را بدانيد» . در سال 1326 به مدرسه‏ي حقايق و پس از يك سال اقامت درآن‏جا به مدرسه‏ي «قدسيه‏» روانه شد . در آن‏جا حساب و هندسه‏ي جديد و اندكي تاريخ و جغرافيا آموخت . درهمين دوره به منظور آموزش خط، علاوه بر حضور در خدمت مرحوم ميرزا حسن قدسي از محضر ملامحمدتقي كاتب خوش‏نويسي آموخت و از اواخر سال 1328 استاد همايي به مدرسه «نيماورد» نقل مكان كرد و تا سال 1348 به مدت بيست‏سال در آن مدرسه مشغول تحصيل علوم اسلامي شد .

نيل به درجه‏ي اجتهاد

بر اثر سخت كوشي مستمر طولي نكشيد كه استاد همايي به دريافت چند فقره اجازه‏ي روايت و اجتهاد از علماي بزرگ عصر نايل آمد كه از آن جمله است:
اجازه‏ي روايت از آيت الله حاج شيخ مرتضي آشتياني; اجازه‏ي روايت از آيت الله شيخ محمدحسين فشاركي كه از فقهاي بزرگ و مدرسان بنام حوزه‏ي اصفهان بوده‏اند، اجازه‏ي روايت و اجتهاد از آيت الله سيدمحمد نجف آبادي (م 1358 ق) ; اجازه‏ي اجتهاد از آيت الله حاج ميرزا عبدالحسين سيد العراقين خاتون آبادي (م 1350 ق) ; اجازه‏ي اجتهاد از آيت الله ميرزا ابوطالب محتشمي كه از علماي كم نظير در زمينه‏ي تسلط به علوم اسلامي بودند .

تدريس در مدارس جديد

تدريس در مدارس جديد را استاد همايي در حدود سال 1300 ش آغاز كردند . ابتدا در مدرسه‏ي صارميه - كه اولين دبيرستان شش كلاسه‏ي اصفهان بود - به تدريس فلسفه و ادبيات فارسي و عربي پرداخت . در سال 1307 ش از اصفهان به تهران آمد و به طور رسمي در وزارت معارف مشغول به كار شد و به منظور تدريس راهي تبريز شد و تا سال 1310 در اين شهر به تدريس فلسفه و ادبيات مشغول بود . پس از آن دوباره به تهران منتقل شد و در مدرسه‏ي دارالفنون، دبيرستان شرف مظفري و دبيرستان نظام به تدريس ادبيات پرداخت . در سال 1314 به دانشگاه راه يافت و سال‏ها در دوره‏ي دكتري دانشكده‏ي حقوق و ادبيات تدريس كرد و دوبار جهت تدريس در دانشگاه بيروت و لاهور فراخوانده شد و مدتي نيز عضو فرهنگستان ايران بود . سرانجام پس از 45 سال تدريس در سال 1345 ش بازنشسته شد و از آن به بعد تا آخر عمر به تاليف و تكميل تحقيقات پرداخت .

فعاليت‏هاي علمي و ادبي

استاد جلال الدين همايي علاوه بر تدريس و تحقيق و تاليف در كارهاي علمي مهمي كه در زمان حيات ايشان انجام مي‏يافت در حد امكان شركت داشتند، به عنوان مثال استاد همايي در سال‏هاي 1319 و 1320 درتهيه‏ي مطالب و تراجم احوال و تنظيم و تاليف قسمتي از حرف «الف‏» لغت نامه‏ي ارزشمند دهخدا به مرحوم علي اكبر دهخدا كمك كردند و در سال 1321 به عضويت فرهنگستان درآمدند . پس از ايجاد مؤسسه‏ي «تحقيق در ادبيات و زبان خارجي‏» كه در سال 1341 باهدف فراهم ساختن زمينه‏ي همكاري بين دانشمندان و محققان رشته‏هاي مختلف ادبيات و زبان‏هاي ايراني راه اندازي شده بود، استاد همايي در كميسيون دستور زبان و كتاب‏شناسي و انجمن ادبي شركت فعال داشتند كه از جمله‏ي آن‏هاست: شركت در كنگره‏ي فردوسي، ابن سينا، مولوي، رودكي، و ابوريحان بيروني .

آثار و تاليفات استاد همايي

استاد جلال الدين همايي در طول عمر پربركت‏خود علاوه بر تاليف ده‏ها جلد اثر مهم علمي به تصحيح و تحقيق بيش از ده جلد كتاب ارزشمند كه هريك به عنوان اثري ماندگار در عرصه‏ي فرهنگ و ادب اسلام و ايران مطرح هستند، پرداخته است كه از جمله‏ي آن‏هاست: مثنوي ولد نامه، التفهيم لاوائل صناعة التنجيم، نصيحة الملوك، مصباح الهداية و مفتاح الكفاية، طرب خانه و ديوان حكيم مختاري غزنوي . گذشته از اين تاليف بيش از پانزده كتاب درسي و نگارشي ده‏ها مقاله‏ي ارزشمند در زمينه‏ي ادبيات تاريخ، عرفان، تراجم و دستور زبان، بخشي از كارهاي علمي استاد فرزانه علامه همايي است .

تاريخ ادبيات ايران

استاد همايي اولين كتاب مربوط به تاريخ ادبيات ايران را كه مشتمل بر بيش از 583 صفحه بود در سال 1308 چاپ كردند . استاد همايي در صدد بودند تا تاريخ ادبيات ايران را از زمان‏هاي قديم تا عصر حاضر در پنج مجلد به اين شرح تاليف نمايند:
جلد اول: از ازمنه‏ي قديم تا انقراض ساسانيان مشتمل بر سه دوره‏ي هخامنشي اسكندري، اشكاني و ساساني;
جلد دوم: از انقراض ساسانيان تا حمله‏ي مغول;
جلد سوم: از حمله‏ي مغول تا انقراض صفويه;
جلد چهارم: از انقراض صفويه تا دوران مشروطيت ايران;
جلد پنجم: از عهد مشروطيت ايران تا زمان حيات استاد;
اما متاسفانه شرايط و توان و عمر استاد اجازه نداد كه اين كار به پايان برساند . فقط جلد اول و قسمتي از جلد دوم را تدوين و سپس منتشر كرد .

غزالي نامه

در اين اثر استاد همايي شرح حال و آثار و عقايد و افكار ادبي و مذهبي و فلسفي و عرفاني امام ابو حامد محمد بن محمد بن غزالي رامورد بحث و بررسي قرار دهند .

مولوي نامه

در اين اثر كه مشتمل بر دوجلد و بيش از 1100 صفحه است، استاد همايي تلاش كرده است تا افكار و انديشه‏هاي مولوي را هرچه بيشتر تبيين نمايد .
مقاله اول: عقايد و افكار مولوي در آداب و رسوم اخلاقي و اجتماعي; مقاله دوم: عقايد و افكار مولوي در معتقدات مذهبي و مسائل فقهي شرعي; مقاله سوم: عقايد و افكاركلامي و فلسفي مولوي;
مقاله چهارم: عقايد عرفاني يا عشق و عرفان در مسلك مولوي .

تصحيح و تنقيح التفهيم ابوريحان

يكي از كارهاي ارزشمند استاد همايي تصحيح آثار ارزشمند گذشتگان بود . از جمله آثار گران قدري كه وي پس از تصحيح و تحقيق منتشر ساخت كتاب «التفهيم لاوائل صناعة التنجيم‏» ابوريحان بيروني است .

ويژگي‏هاي استاد همايي

- تقيد به احكام الهي
- سخت كوشي علمي

توصيه به جوانان

استاد همايي به جوانان مي‏گفت: «بالاخره بايد جوان و پير قدر خودشان را بدانند . كاري بكنيد كه اين عمر شما جز در راه سعادت و مصلحت‏خودتان و ملت و كشورتان نباشد . من يك چيزي رادلم نمي‏خواهد بشنوم كه به جوان‏ها اين تلقين بشود كه‏اي آقا، ماكه به گذشتگان نمي‏رسيم، ما كه به استادان نمي‏رسيم . نه من اين را نمي‏پسندم . ملتي رو به ترقي است كه نسل آينده‏ي آن از گذشته بهتر است . سعي كنيد اين طور باشيد . پشت دروازه‏ي «نمي‏شود» و پشت دروازه‏ي «ياس‏» ننشينيد . فقط يك كلمه از من بشنويد: آقا، از خودگذشتگي مي‏خواهد و عشق . بايد به علم عشق داشته باشيد .» (2)

وفات استاد همايي

قواي جسماني استاد همايي به دنبال عمري تلاش بي وقفه‏ي علمي، اعم از تدريس و تاليف، كم كم رو به ضعف نهاد; به گونه‏اي كه در سي سال آخر عمر از «برونشيت‏» مزمن رنج مي‏برد . اما از اواسط پاييز سال 1358 بيماري استاد همايي شدت بيشتري پيدا كرد، به گونه‏اي كه خود ايشان بارها در اين ايام به فرزندانش يادآور شده بود كه «من چند روزي از ماه رمضان مهمان شماهستيم‏» حتي روزي قبل از وفات ايشان ماده تاريخي (3) براي خود مي‏سازد و آن را در كنار يادداشت‏هايش قرار مي‏دهد و سال وفات خود را با اين عبارت بيان مي‏كند: «زآشيانه‏ي تن شد رهاهمايي‏» كه به حساب ابجد سال 1400 ق مي‏شود .
سرانجام استاد همايي ساعت 9 شب شنبه بيست و هشتم تيرماه 1359 ش (مطابق 6 رمضان 1400 قمري) بر اثر عارضه‏ي قلبي چشم از جهان فرو مي‏بندد . طبق وصيت استاد پيكر او را فرداي همان روز به زادگاهش اصفهان منتقل مي‏كنند و در تكيه‏ي «لسان الارض‏» به خاك مي‏سپارند .

آخرين شعر استاد همايي

آخرين شعر استاد همايي «پايان شب سخن سرايي‏ نام دارد كه در ضمن آن وصف حال خودش را در روزهاي پاياني زندگي توصيف مي‏كند، آن‏گاه به فرزندان و نوادگانش اندرزهايي مي‏دهد . اين شعر كه در قالب مثنوي و در هفتاد بيت‏سروده شده است، به وصيت‏نامه‏ي منظوم استاد همايي معروف است . در بخشي از آن فرزندانش را به بردباري در ماتمش فرا مي‏خواند و مي‏گويد:
از من به بهشت دور باشيد گر چهره به ماتمم خراشيد/آن گاه همه‏ي آن‏ها را به هم رازي و دم‏سازي و جلب رضاي مادر تشويق مي‏كند / به نوادگانش توصيه مي‏كند دركسب علم و معرفت‏بكوشند و جواني را به بيهودگي نگذرانند / در پايان با دعا به فرزندانش آن‏ها را به خدا مي‏سپارد و از درگاه ربوبي براي خود طلب مغفرت و آمرزش مي‏كند/يا رب به در تو آمدم شرمنده از بارگناه سر به زيرافكنده /من بنده‏ي عاصيم تو مولاي كريم عفو از تو روا بود، گناه از بنده .
Add Comments
Name:
Email:
User Comments:
SecurityCode: Captcha ImageChange Image